السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
164
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
تفسير ( على بن ابراهيم ) با اسناد به امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : نام شيعه بر شما مبارك باد ، كه خداوند در قرآن فرمود : ( وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ [ 1 ] ، همانا از پيروان او ابراهيم بود ) و در جاى ديگر در مورد پيروان موسى فرمود : ( فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ [ 2 ] ، آنكه از پيروان موسى بود از او داد خواهى كرد ) ، پس اين نام بر شما مبارك باد . در اين خصوص مىگوئيم ، شيعه نامى است كه شيعيان بر خود قرار داده و خود را به آن ملقّب كردهاند ، امّا مخالفان به شيعيان نام رافضى دادهاند . در حديثى آمده است كه شيعه نام مؤمنين قوم موسى بوده كه با نهادن اين نام بر خود فرعون و قومش را طرد نمودند و خداوند سبحان اين نام را براى ما پيروان ائمه عليهم السلام ذخيره نمود . در همان تفسير از امام صادق ( ع ) نقل شد : آزر پدر ابراهيم ( ع ) منجّم دربار نمرود بن كنعان بود و روزى به نمرود گفت : من با حساب نجومى يافتهام كه در اين زمان مردى پديد مىآيد كه اين دين فعلى را نسخ نموده و مردم را به دين جديدى دعوت مىكند و نمرود به او گفت : اين مرد در چه شهرى خواهد بود ؟ آزر گفت : در همين شهر ، امّا هنوز به دنيا نيامده است . نمرود گفت : پس سزاوار است ميان مردان و زنان جدايى افكنيم تا نطفه اين كودك منعقد نشود و چنين كردند ، ليكن مادر ابراهيم باردار بود ، ولى حمل خود را اظهار نكرده بود ، وقتى زمان ولادت ابراهيم نزديك شد ، مادرش به آزر گفت : اى آزر من بيمارم و مىخواهم مدتى از تو كنارهگيرى كنم و در آن زمان زنى كه بيمار مىشد ، يا مىخواست زايمان كند از همسرش كنارهگيرى مىكرد ، پس مادر ابراهيم در غارى سكونت گزيد و ابراهيم را به دنيا آورد و او را در پارچهاى پيچيد و به خانه بازگشت و درب غار را با سنگى مسدود كرد و خداى مهربان از انگشت ابهام ابراهيم براى او شير جارى مىكرد و مادرش گاهى براى سركشى به نزد او مىآمد و مواظب بود تا كسى متوجّه رفت و آمد او نشود ، چون نمرود براى هر زن حاملهاى فردى را مأمور قرار داده بود كه اگر فرزند پسر متولّد شود او را ذبح كند و مادر ابراهيم با اين ترتيب ،
--> [ 1 ] سوره صافات ، آيه 83 . [ 2 ] سوره قصص ، آيه 15 .